دل شکسته

دل به من گفت بیا با هم بسازیم خانه ای****عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای!!


بهترین باش...

اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی

بوته ای در دامنه كوهی باش

ولی بهترین بوته ای باش كه در كنار راه می روید

بوته باش اگر نمی توانی درخت باشی

علف كوچكی اگر نمی توانی بوته ای باشی باش

و چشم انداز كنار شاهراهی را شادمانه تر كن

اگر نمی توانی نهنگ باشی فقط یك ماهی كوچك باش

ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه!

همه که ما را ناخدا نمی کنند، ملوان هم می توان بود.

در این دنیا برای همه ما کاری هست

کارهای بزرگ و کارهای کمی کوچکتر

و آنچه که وظیفه ماست، چندان دور از دسترس نیست.

كوره راه باش اگر نمی توانی شاهراه باشی

ستاره باش اگر نمی توانی خورشید باشی

با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند

بهترینش باش هر آن چه كه هستی

 

چهارشنبه 1391/02/27 | نظر دلشکسته ()

طلوع


پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر
تو بیا شروع من باش


شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای
گریه های آخر من

 

اسمتو ببخش به لبهام
بی تو خالیه نفسهام
قد بکش تو باور من
زیر سایه بون دستام

 

 

خواب سبز رازقی باش
عاشق همیشگی باش
خسته ام از تلخی شب
تو طلوع زندگی باش


من پر از حرف سکوتم
خالیم رو به سقوطم
بی تو و آبی عشقت
تشنه ام کویر لوتم

 


نمیخوام آشفته باشم
آرزوی خفته باشم
تو نـذار آخـر قصه
حرفـمو نگفته باشم


پنجشنبه 1391/01/24 | نظر دلشکسته ()

منو حالا نوازش کن ...

☆ منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست  ☆

☆ شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست ☆

☆منو حالا نوازش کن همین حالا که تب دارم☆

اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم☆

☆هنوزم میشه عاشق بود تو باشی کاره سختی نیست☆

☆بدون مرز با من باش اگر چه دیگه وقتی نیست☆

☆نبینم این دَم رفتن تو چشمات غصه میشینه☆

☆ همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه☆



یکشنبه 1390/09/13 | نظر دلشکسته ()

تحمل کردن زیباست اگر قرار باشد.......

تحمل کردن زیباست اگر قرارباشد روزی به تو برسم

                     انتظار آسان است اگر قرارباشد دوباره تو را ببینم

                              زندگی شیرین است اگرقرارباشد مزه دستان تو را بچشم

                                  مشکلات حل میشود اگر قرار باشد روزی به  پای تو بمیرم

اشک ها همه به لبخند تبدیل میشود اگر قرار باشد تو را یک بار ببوسم

               و لبخند ها دوباره به اشک فقط اگر ببینم خیال رفتن داری

                        اما بدان دوستت دارم از  پشت این همه فاصله.....از  پشت این همه حرف.......



سه شنبه 1390/07/26 | نظر دلشکسته ()

اشکهایم را چه کسی به لبخند تبدیل میکند؟؟؟

باقلم میگویم:

               ای همزاد....ای همراه

                                    ای هم سرنوشت

هردومان حیران بازی های دوران های زشت

شعرهایم را نوشتی

            دست خوش....

اشکهایم را کجا خواهی نوشت؟؟؟؟؟



دوشنبه 1390/07/25 | نظر دلشکسته ()

افسوس

چنان شوق رهایی داشت

که تنها یک لحظه غفلت کردم

بر زد و رفت

و چنان عشق آزادی داشت

که نه نگاه منتظرم را دید

و نه دلوابسی دلم را

بر زد و رفت

میدانم که دیگر نمی آید

اما.....

قفس زندگی ام

بر است از جای خالی برواز

....

بی اعتنا و سبک اما

برنده

بر زد و رفت....

 



دوشنبه 1390/07/25 | نظر دلشکسته ()

تقدیم به کسی که خیلی دوستش دارم...

اگه می تونستم تو دنیا یه چیز دیگه باشم ....

 می خواستم اشک تو باشم...

که تو چشمات متولد بشم

 روی گونه هات زندگی کنم

و روی لب هات بمیرم



دوشنبه 1390/07/25 | نظر دلشکسته ()

باران، این چنین دل مرا بردی

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 


باران، این چنین دل مرا بردی

       باران، دم به دم مرا تو آزردی

              باران سرنوشتم را به یاد آور

                   باران سرگذشتم را مکن باور

                          من غریبی قصه پردازم

                                جون غریقی غرق در رازم

                                        گم شدم در غربت دریا

                                              بی نشان و بی  هم آوازم

                                                   بازهم آمدی تو بر سر راهم

                                                          آی عـــــــشق میکنی دوباره گمراهم

                                                                  دیریست قلب من از عاشقی سیر است

                                                                          خسته از صدای زنجیر است



یکشنبه 1390/07/17 | نظر دلشکسته ()

فریاد تنهایی

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!
اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!
گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !
از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!
چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!
چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!
صدای فریادم را همه شنیدند جز او که باید میشنید!
اشکهایم را همه دیدند!

آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!
گرفتار عشقی که باور ندارد مرا ،
فکر میکند که این عشق مثل عشقهای دیگر این زمانه خیالیست ، حرفهای من بیچاره دروغین است!
حالا دیگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم ، دیگر اشک نریزم و درون خودم بسوزم !
اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم !
اما رفتنم محال است ، عشق که آمد ، دیگر رفتنی نیست ، جنون که آمد ، عقل در زندگی حاکم نیست!
آنقدر به پایت مینشینم تا بسوزم، تا ابد به عشقت زندگی میکنم تا بمیرم !
گرچه شاید مرا به فراموشی بسپاری ، اما عشق برای من با ارزش و فراموش نشدنیست است!**

از طرف دوست خوبم باران


یکشنبه 1390/06/13 | نظر دلشکسته ()

...رفتن تو....




تو برو .. برو

مطمئن باش و برو


ضربه­ات کاری بود


دل من سخت شکست...


و چه زشت


به منو سادگی ام خندیدی


به منو عشقی پاک


که پر از یاد تو بود...


و به یک قلب یتیـــم


که خیالم می گفت


تا ابد مال توبود


تو برو..


برو تا راحت تر


تکه های دل خود را آرام


سرهم بگذارم


وبه هم بند زنم...




**راه دور است و پر از خار بیا برگردیم


سایه مان مانده به دیوار بیا برگردیم


هر زمانی که تو قصد سفر از من کردی


گریه ام را تو به یاد آر بیا برگردیم


این کبوتر که تو اینسان پر و بالش بستی


دل من بود وفادار بیا برگردیم


ترسم اینجا که بسوزد پر و بال عشقم


یا شود حاصل تکرار بیا برگردیم


یک غزل نذر نمودم که برایت گویم


گفتم آنرا شب دیدار بیا برگردیم


باز گفتی که برایم غزل از عشق بگو


یک غزل میخرم اینبار بیا برگردیم


من که عشقم به دو چشم تو دخیلی


بسته است عشق من را مکن انکار بیا برگردیم



ارسالی از دوست خوبم باران



یکشنبه 1390/05/30 | نظر دلشکسته ()

**مجنون هیچ نخواست جز دل لیلی**


از عمر من آنچه هست بر جای
بستان و به عمر لیلی افزای
موهایش مشکی بود و براق،حلقه حلقه بود و مواج . میتوانستی دل مجنون را در موهای لیلی ببینی.

لیلی گفت : نمیخواهی حلقه ی موهایم را لمس کنی ؟ دلت را نمی خواهی مجنون ؟


مجنون آهی از ته دل کشید و گفت :حلقه ی موهایت را نمی خواهم .دلم را هم .


لیلی گفت :چشمانم همچون ایینه ای است شفاف که می توانی خودت را در آن ببینی .

چشمانم را نمی خواهی ؟

مجنون انار در دستش را به درون آب انداخت و گفت :چشمانت را هم نمی خواهم.


لیلی گفت :دستانم را بگیر تا پلی باشد برای رسیدنت به من .دستانم را نمی خواهی ؟


مجنون گفت :آنکس را که پریده است چه احتیاج به پل.


لیلی گفت :دلی دارم افسار گسیخته که هدیه ی خداوند است .این دل را با خود نمی بری؟


مجنون بدون گفتن حتی یک کلمه رفت .لیلی دستش را بر روی فلبش گذاشت،چیزی حس نکرد .


فقط رد پای اسب سرکش را دید بر روی زمین ...................



ارسالی از دوست خوبم باران



یکشنبه 1390/05/30 | نظر دلشکسته ()

پنج وارونه

 

 پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسید 
من به او خندیدم 
کمی آزرده و حیرت زده گفت 
روی دیوار و درختان دیدم 
باز هم خندیدم 
گفت دیروز خودم دیدم 
مهران پسر همسایه 
پنج وارونه به مینو میداد 
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسید 
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم 
بعدها وقتی غم 
سقف کوتاه دلت را خم کرد 
بی گمان می فهمی 
- پنج وارونه چه معنا دارد



دوشنبه 1390/05/24 | نظر دلشکسته ()

مجنون دلشکسته


تنهاترین بودم ، لحظه های سرد زندگی ام را با تنهایی میگذراندم.
تنها ، غم تنهایی در دل داشتم ، دیگر هیچ غمی جز این نداشتم.
گهگاهی که دلتنگ میشدم با خدای خویش راز و نیاز میکردم.
و لحظه ای که دلم میگرفت چند قطره اشک میریختم و دلم خالی میشد.
قلبم با خدا بود ،چشمانم بهانه ای نمیگرفت و لحظه های زندگی را تنها با غم تنهایی میگذراندم.
روزی آمد که دلم اسیر شد ، اسیر دلی دیگر.
لحظه های زندگی دگرگون شد ، همه زندگی ام یاد و ذکر نام او شد.
تنها غم از دست دادن او در دلم بود ، لحظه به لحظه دلتنگش میشدم ، دلم میگرفت و اینبار به جای اشک ریختن ، زار و زار گریه میکردم.
خدا را از یاد برده بودم ، همه زندگی ام عشق بود و ذکر نام عشق.
چشمانم لحظه به لحظه بهانه دیدار با او را میگرفت.
دلم میخواست دوباره با تنهایی باشم ، غم عشق مرا میسوزاند.
اما دیگر راهی نداشتم.
عاشق ماندم ، و عاشقانه نیز در آتش عشق سوختم .
عشق مرد ، تنهایی رفت و تنها چند خاطره تلخ به جا ماند.
دیگر نه عاشق بودم ، نه تنها.
اینبار یک مجنون دل شکسته بودم.
کسی که لحظه های زندگیش سرد و بی حوصله شد ، و سهمش از این لحظه ها ناامیدی و گریه شد



یک سوال؟

فکر کن لبه ی پرتگاه دارن 2 نفر پرت میشن ! یکیشون اونیه که تو دوستش داری ولی اون دوستت نداره . اون یکیم تو رو دوست داره تو دوستش نداری. فقطم یکی رو میتونی نجات بدی کدوم رو نجات میدی ؟




سلام...

سلام به همه ی دوستای گل خودم

 

امیدوارم هرجا که هستید حالتون خوب باشه وتو کارهاتون موفق باشید.

 هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش.

گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند.

من در راه كهكشان ها به دنبال ستاره ام می گردم ای طلوع خاموش من ......

خورشیدی را به من هدیه كن تا به رنگ زلفكان گندم زاریت باشد.

سخت است هنگام وداع ، آنگاه که در می یابی چشمانی که در حال عبوراست پاره ای از وجود تو را نیز خواهد برد.

زندگی کن و لبخند بزن به خاطر آنهایی که با لبخندت زندگی میکنند



یکشنبه 1390/04/12 | نظر دلشکسته ()



دل به من گفت بیا با هم بسازیم خانه ای****عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای!!
zemzemeh015@gmail.com

حس نوشته ها
شعر

امیر ارسلان نامدار
ارتفاع پست
همنفس ابر

اردیبهشت 1391
فروردین 1391
آذر 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
دی 1389
آذر 1389
اردیبهشت 1389

بهترین باش...
طلوع
منو حالا نوازش کن ...
تحمل کردن زیباست اگر قرار باشد.......
اشکهایم را چه کسی به لبخند تبدیل میکند؟؟؟
افسوس
تقدیم به کسی که خیلی دوستش دارم...
باران، این چنین دل مرا بردی
فریاد تنهایی
...رفتن تو....
**مجنون هیچ نخواست جز دل لیلی**
پنج وارونه
مجنون دلشکسته
یک سوال؟
سلام...

تنها
خم ابرو
صبا
آرسوو
حاج قدرت الله
مهدی یزدانی
ماه درخشان
هادیتک
گویای خاموش
حس غریب
شیطونترین فرشته

تا حالا دلتون چقدر شکسته؟؟؟؟






بازدیدهای امروز : دلشکسته
بازدیدهای دیروز : دلشکسته
كل بازدیدها : دلشکسته
كل مطالب : عدد

RSS 2.0
free counters
PageRank





Powered by WebGozar