تبلیغات
دل شکسته
دل شکسته

دل به من گفت بیا با هم بسازیم خانه ای****عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای!!


انتظار

  انتظار
 
  تازه از راه رسیده بودم
پر از غربت سالهایی که با خویش زمزمه می کردم
پر از خستگی هایی که بر دوش می کشیدم
آسمان صاف و بی نهایت بود
و چشمان خسته من پر از حس دلواپسی
جاده ها پر از حس همیشگی
و من خسته تر از آن که انتظاری تازه را تاب بیاورم
در امتداد جاده گام بر می داشتم
طنین گامهای سنگینم
دلواپسی های جاده را تشدید می کرد
به خود نهیب می زدم که شاید این همه انتظار را مقصدی باشد
اما هیچ چیز نبود تا این همه انتظار را نوید دهد
گونه های آسمان پر از سرخی شعرم بود
و جاده ها پر از فریادهای خاموشی که مرا می آزارد
باید می رفتم
به پایان این همه انتظار می رسیدم...
تازه از راه رسیده ام
با کوله باری از عشق...
به دور دست ها می نگرم...
هنوز هم باید رفت...
 
 

دیوانه ات گشتم ٬ تو عاشق نبودی خیلی دیر فهمیده بودم.

چشم هایت پی دیگری بود ومن این را نفهمیده بودم.

درتمام لحظه هایم هیچ کس تنهائیم را حس نکرد

آسمان غم گرفت

هیچ کس برکه طوفانی ام را حس نکرد.

آنکه سامان غزلهایم از اوست

بی سرو سامانیم را حس نکرد

 
 
 

در زلال شب 

شب هایم بارانی است .....

روزهایم میگذرد ...

من باران اشك می خواهم ...

آنقدر باران می خواهم، تا بتوانم با آن تمامی دلتنگی هایم را در آن زلال کنم

 
 
  من رهگذارِ خستۀ دشت جنونم 
 
 رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم
 
قصد این قوم فریب است بیا برگردیم  
 
عشق بازیچه ی شهر است ولی در ده ما
 
دختر عشق نجیب است بیا برگردیم
 
 
كرمها در دل هر كوچه اقامت دارند
 
روستا مامن سیب است بیا برگردیم
 
 
چه حسابیست در این شهر كه در مبحث جبر
جای بعلاوه صلیب است بیا برگردیم
 
 
من مرغک بشکسته پر در خاک و خونم
 
افسانه ساز شهر تنهایی منم من
 
افتاده در گرداب رسوایی منم من
 
گفتم ولی باور نکردی
 
گفتم ولی باور نکردی
 
 
دیگر زمن جز نقش دیواری نمانده
 
گل نیستم از من به جز خاری نمانده
 
گفتم رها کن این دل دیوانه ام را
 
بشکن به سنگ نیستی پیمانه ام را
 
گفتم ولی باور نکردی
 
گفتم ولی باور نکردی
 
 
 

پایان همه چیز  

 

پایان همه چیز در وجود من است ناگهان شیشه های بزرگ پنجره دلم می شكند.

 

 ناگهان رنگ همه چیز سیاه و سیاه تر می شود

 

ا تاق لباس شب می پوشد و باران آهنگ جدایی می نوازد..

 

  چه آهنگ غم انگیزی     

 

 

 و من از مرگ نمی ترسم    

 

  صدای آخرین نفسهای من به گوش نمی رسد

 

و هیچ كس نمی شنود

 

در فضا معلق می مانم

  

   در آن لحظه بگو به آن عابر خسته

 

كه در پایدارترین شادی ها غمی نهفته است

 

و در پاكترین اعمال ، قطره ای از ناپاكی

 

 





دل به من گفت بیا با هم بسازیم خانه ای****عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای!!
zemzemeh015@gmail.com

حس نوشته ها
شعر

امیر ارسلان نامدار
ارتفاع پست
همنفس ابر

مرداد 1396
تیر 1396
خرداد 1396
اردیبهشت 1396
مرداد 1395
تیر 1394
آذر 1393
آبان 1391
تیر 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391

بـاور کـــــــن....
درد
میدانی؟!
با تو...
دلتنگی
نفس
نغمه عاشقانه دلتنگی ام...
دل گرفته...
هجرت
چشمانم
یه روز
هیچ کس بغض هایم را نمیفهمد.....
بارون
دل نوشته...
بیگانه...

تنها
خم ابرو
صبا
آرسوو
حاج قدرت الله
مهدی یزدانی
ماه درخشان
هادیتک
گویای خاموش
حس غریب
شیطونترین فرشته

تا حالا دلتون چقدر شکسته؟؟؟؟






بازدیدهای امروز : دلشکسته
بازدیدهای دیروز : دلشکسته
كل بازدیدها : دلشکسته
كل مطالب : عدد

RSS 2.0
free counters
PageRank





Powered by WebGozar


Making MusiC